- چه روابط مشترکی بین متوازی الاضلاع و مستطیل وجود دارد که شما می توانید یک فرمول را برای محاسبه مساحت هر دو استفاده کنید؟ ( یک مستطیل و متوازی الاضلاع با ارتفاع و قاعده یکسان مساحت هایی مساوی دارند. وقتی یک مثلث را از مستطیلی جدا می کنیم و آن را به گونه ای قرار می دهیم که شکل به صورت متوازی الاضلاع درآید٬ اندازه ارتفاع و قاعده و در نتیجه مساحت ثابت می ماند.)
- به غیر از استفاده از فرمول، چه روش های دیگری را برای پیدا کردن مساحت متوازی الاضلاع پیشنهاد می کنید؟ بایک مثال روش خود را مرحله به مرحله توضیح دهید و بگویید چگونه مساحت متوازی الاضلاع را به دست آوردید. کدام آسانتر است؟ روش شما یا استفاده از فرمول؟ (یک متوازی الاضلاع می تواند به چند روش تقسیم شود. یک روش٬ تقسیم آن به یک مستطیل با دو مثلث در دو طرف آن است که در شکل زیر نشان داده شده است. به این ترتیب می توان مساحت هر تکه را به دست آورد و بعد مساحت ها را با هم جمع کرد.

اگر چه این روش پاسخ درستی به ما می دهد٬ ولی ما باید به جای یک بار٬ سه بار از فرمول های مساحت استفاده کنیم. بنابراین استفاده از فرمول مساحت متوازی الاضلاع احتمالاً آسان تر است.)
- برای پیدا کردن مساحت٬ چرا باید قاعده را در ارتفاع ضرب کنیم و قاعده را در ضلع ضرب نمی کنیم؟ (ارتفاع٬ فاصله عمودی بین قاعده و ضلع بالایی است. در حالی که طول ضلع متوازی الاضلاع بر حسب شیب آن می تواند تغییر کند٬ اما ارتفاع آن تغییری نمی کند.)
- آیا با کمک فرمول مساحت متوازی الاضلاع می توان مساحت لوزی را هم بدست آورد؟ چرا بله و چرا خیر؟ (بله زیرا لوزی نوعی متوازی الاضلاع است که چهار ضلع آن با هم برابر است.)
پرسش هایی برای معلم:
- دانش آموزان از چه روش های جایگزینی برای محاسبه مساحت متوازی الاضلاع استفاده کردند؟ آیا این روش ها همیشه کاربرد دارد؟ آیا دانش آموزان به خوبی این روش ها را توضیح دادند؟
- آیا فعالیت کامپیوتری معرفی شده را ارزشمند یافتید؟ آیا با درس شما ارتباط داشت؟ آیا دانش آموزان را به چالش می انداخت؟ اگر این طور نبود٬ چه پیشنهادی برای جذاب تر کردن این فعالیت ها دارید؟
- آیا دانش آموزان با این درس درگیر شدند؟
- این درس چگونه نیازهای یادگیران گوناگون را پوشش داد؟

را بدست آوریم. هندسه فضایی این مشکل را برای ما حل میکند، به این ترتیب که اگر دو نقطه
را برحسب مختصات فضایی که دارند بیان کنیم بردار بین این دو نقطه توسط رابطه زیر حاصل خواهد شد:

به صورت زیر است:
در صفحه
استوانهای در فضا تعریف میکند که معادله آن به صورت فوق میباشد و از نقاط خطوطی مار بر منحنی تشکیل شده است که با محور z موازیاند. خطوط را گاهی عناصر استوانه مینامند. بحث فوق را میتوان برای استوانههایی که عناصرشان موازی سایر محورهای مختصاتاند تکرار کرد. به طور خلاصه: یک معادله در 



یک مجموعه باشد و به هر عنصر
یک عضو
متناظر است، خانواده تمام عضوهای نظیر
زیر مجموعه ای چون f از
است بطوریکه
آنگاه b ی درB هست که 
و
طوری باشند که
و
آنگاه نتیجه می گیریم که b=c .
یک تابع باشد ، آنگاه زیر مجموعه B ، نگاره f (بردf)به صورت زیر تعریف می شود:
پوشا برروی B است ، اگر هر عضو B به ازای حداقل یک a در A ، به صورت
باشد.
،
تساوی a=b را ایجاب کند.
که با ضابطه
برای هر
،تعریف می شود ، تابعی دوسویی است.
و
دو تابع باشند و اگر نگاره f زیر مجموعه ای از C باشد ، آنگاه می توانیم f و g را ترکیب کنیم به این نحو که "اول f را اعمال کنیم و سپس g را " به بیان صوری ، تخت این فرضیات چون
را با ضابطه
تعریف می کنیم.
یک تابع باشد.آنگاه تابعی چون
یک وارون چپ f نامیده می شود هرگاه به ازای هر
داشته باشیم ،
و هرگاه به ازای هر
، داشته باشیم
، g وارون راست خوانده می شود ، هرگاه g هم یک وارون چپ f و هم یک وارون راست f باشد آنگاه گوییم g وارون f است.
خانواده اندیس شده ای از مجموعه ها (با مجموعه اندیس گذار
)


را "بر می گزیند".
دارای یک :
فرض کنیم f دارای وارون چپی چون g باشد و
، بنابراین f یک به یک است.
اگر
و
، آنگاه تعریف می کنیم
، این a ، بنا بر یک به یک بودن f یکتاست.
را مساوی با a تعریف می کنیم . حال
یک تابع ، از طرفی طبق تعریف g داریم ،
، و لذا g یک وارون چپ است.
، لذا این b به ازای
به صورت
است و بنابراین f پوشا به B است.
.به ازای هر
، را یک عضو مشخص دلخواهی از A می گیریم که
، آنگاه g یک تابع و وارون راست f است.
با ضابطه
را در نظر بگیرید .تابع تعریفی یک به یک است زیرا اگر
آنگاه a-b=0 و در نتیجه a و b مساوی هستند.

آنگاه f تابعی از
به
پوشا می باشد ولی یک به یک نیست . از طرفی توابع
و 

و
باشد آنگاه 




بر
بخش پذیر می باشد
و
نیز عدد اول می باشد. بنا بر قضیه کوچک فرما (
بطوریکه pاول می باشد) داریم 
و
و 8 و 251 نسبت بهم اولند ، بنابراین 
که
، نزولی است









