لذت ریاضی را با مهران تجربه کنید
تاریخ نشان می دهد که در طی قرون ، هنرمندان وآثارشان تحت تأثیرریاضیات قرار گرفته اند ،و زیبائی اثرشان به آگاهی آنها از این دانش بستگی داشته است .ماهم اکنون استفاده ی آگاهانه از مستطیل طلایی ، و نسبت طلایی را در هنر یونان باستان ، به ویژه درآثارپیکرتراش یونانی« فیدیاس »دقیقآ مشاهده می کنیم. مفاهیم ریاضی از قبیل نسبتها ، تشابه، پرسپکتیو، خطای باصره تقارن ، اشکال هندسی ، حدود و بینهایت در آثار هنری موجوداز قدیم تا به امروز مکمل زیبایی آنها بوده است . و اکنون نیز « کامپیوتر » به کمک ریاضیات هنر را ازابتدایی تامدرن توسعه می دهد. اگر آگاهی هنرمندان باریاضیات واستفاده ی عملی از ان نبود،برخی از آثار هنری خلق نمی شدند . بهترین نمونه ی آن تصاویر موزائیکی هنرمندن مسلمان وگسترش این شکلهای هندسی به وسیله ی « M.S.Esher » جهت نشان دادن اجسام متحرک است .اگر هنرمندان به مطالعات توجهی نداشتندوخصوصیات اشکال را از نظر تطابق،تقارن انعکاس ،دوران ، انتقال و . . . کشف نکرده بودند ، خلق این همه آثار هنری امکان پذیر نبود . « هنر ریاضیات ،هنرپرسیدنِِِ پرسشهای درست است وقطعه ی اصلی کار در ریاضیات تخیل است و آن چه که این قطعه ی اصلی رابه حرکت درمی آوردمنطق می باشدوامکان استدلال منطقی آن زمان پدید می آیدکه ما پرسشهای خود رادرست مطرح کرده باشیم.» (نوربرت ونیز ) ١- آمار و احتمال(Statistic & Probability) تو خيال كردي از نيومدنت بي خبرم ...هي ميگي غصه نخور گريه پشت سرم ...گرم گريه بودم و نميدونستم چي ميشه...وقتي رفتي ديدم اي واي چي اومد به سرم ... وقتي كه شاخ گلي براي عزيزي مي برم ، تو مياي در نظرم ... وقتي از پيچ و خم خاطره هامون ميگذرم تو مياي در نظرم ... بي تو اي رو چه روزايي كه تحمل كردم ... غم زده ترك بهاروچمن و گل كردم ...اي كسي كه هنوزم باعث آزار مني ... روزاي قشنگ عمرم رو بدهكار مني ... قتي كه شاخ گلي براي عزيزي مي برم ، تو مياي در نظرم در آنالیز تابعی، قضیهٔ نگاشت باز که همچنین با نام قضیهٔ شوائر–باناخ شناخته شده است یک نتیجهٔ اصلی است که بیان میکند: اگر A : X → Y عملگر خطی پیوسته پوشا در فضای باناخ X و Y باشد، آنگاه A یک نگاشت باز است (اگر U یک مجموعه باز در X باشد، آنگاه A(U) یک مجموعه بازدر Y است). برای اثبات از قضیهٔ رستهای بئر استفاده میشود. قضیه نگاشت باز دو نتیجه مهم دارد: در آنالیز مختلط قضیه نگاشت باز بیان میکند که اگر U یک مجموعه باز همبند در صفحهٔ مختلط C باشد و f : U → C یک تابع هولومورفیک غیر ثابت باشد، آنگاه f یک نگاشت باز است(زیر مجموعههای باز U را به زیرمجموعههای باز C مینگارد). قضیه برای مثال اشاره به این مطلب میکند که یک تابع هولومورفیک غیر ثابت نمیتواند یک قرص باز را به توی بخشی از یک خط بنگارد. ابتدا فرض کنید f یک تابع غیر ثابت هولومورفیک و U یک زیرمجموعه باز همبند در صفحهٔ مختلط است. اگر هر نقطه در f(U) یک نقطهٔ داخلی f(U) باشد آنگاه f(U) باز است. بنابراین اگر هر نقطه در f(U) که محتوی یک دیسک است ، شامل f(U) باشد آنگاه f(U) باز است. اطراف هر نقطه در U، یک گوی مناسب در U وجود دارد. یک z0 دلخواه در U و نقطهٔ تصویر آن w0 = f(z0) را در نظر بگیرید. اگر f(z0) − w0 = 0 آنگاه z0 یک ریشه تابع f(z) − w0 است. تابع f(z) − w0 ممکن است ریشه دیگری در فاصله d1 از z0 داشته باشد.فاصله از z0 تا یک نقطه که در U نیست نوشته میشود d2. هر گوی B با شعاع کمتر از مینیمم d1 و d2 داخل U خواهد بود و حداقل یکی وجود دارد زیرا d1,d2 > 0. گوی B2 را اطراف w0 با شعاع e و عناصر w در نظر می گیریم. از قضیه روشه یا آرگومان اصلی توابع f(z) − w0 و f(z) − w برای هر w با فاصله e از f(z0)، دارای تعداد یکسانی ریشه هستند. فرض کنید z1 ریشه یا یکی از ریشههای f(z) − w باشد. بنابراین، برای هر w در B2، یک z1 در B وجود دارد که f(z1) = w، تصویر B2 یک زیر مجموعه از تصویر B است که یک زیر مجموعه f(U) است. پس w یک نقطه درونی f(U) بای هر w دلخواه، و قضیه ثابت شده است. اواريست گالوا (Evariste Galois) در 25 اکتبر سال 1811 در بورگلاراين (Bourg la Reine) در نزديکي شهر پاريس فرانسه متولّد شد. پدرش نيکلاس گابريل (Nicolas Gabriel) جمهوريخواه و رئيس حزب ليبرال دهکدهشان بود که بعد از مراجعت لوئي هيجدهم به تخت، در سال 1814 شهردار شد. مادر گالوا، آدلايد ماري(Adelaide Marie) دختر يک مشاور حقوقي بود و متون لاتين را با فصاحت ميخواند و طرفدار تعليم و تربيت مذهبي و سنتي بود. در 12 سال اوّل زندگي، گالوا توسط مادرش تعليم ديد و او زمينهي خوبي از آموزش کلاسيک را به وي منتقل نمود. دوران کودکي گالوا، ظاهراً دوران خوشي بوده است[1]. در 10 سالگي از کالج راين به وي پذيرش داده شد ولي مادرش ترجيح داد که وي را در خانه نگهدارد. در اکتبر سال 1823 وارد "لوسيه لوئي لو گران" گرديد. در ترم اوّل، دانشجويان اعتصاب نموده و از خواندن سرود در مراسم امتناع کردند و 100 نفر از آنان اخراج گرديدند[1]. گالوا در دو سال اوّل مدرسه خوب ظاهر شد و اولين جايزه را نيز تصاحب کرد اما بعداًً کمحوصلگي شروع شد و مجبور شد که کلاسهاي سال آخر را تکرار نمايد و اين امر ملال خاطر وي را بدتر کرد. در همين دوره بود که گالوا به رياضيات علاقهمند شد. او به نسخهاي از نوشته لژاندر به نام "اصول هندسه" برخورد کرد که محتواي پر ارزش آن، اصول اقليدسي هندسه متداول در مدرسه را نقض ميکرد. گفته ميشود که وي اين نوشته را شبيه به يک داستان خواند و در يک مرتبه خواندن بر آن مسلّط گرديد[2]. کتابهاي درس جبر دبيرستان قادر بر برابري با شاهکار لژاندر نبودند لذا گالوا به مقالات علمي لژاندر و آبل روي آورد. در 15 سالگي مطالبي را مطالعه ميکرد که براي رياضيدانان حرفهاي نوشته شده بود. اين کار باعث عدم اشتياق به مطالب کلاسي گرديد و به نظر ميرسد که رغبتهايش به فراگيري مطالب کلاسي از بين رفته باشد. معلّمانش او را درک نميکردند و با تکبّر و تبحّر وي را طرد مينمودند. همانگونه که از بعضي از نسخههاي خطّي او، [3]، ديده ميشود، گالوا در کارهايش نامرتّب بود و مايل بود که کارهايش را در مغز خود انجام دهد و تنها نتايج عمليّات ذهني خود را روي کاغذ منتقل ميکرد. معلمّش ورنيه(Vernier) از او ميخواست که به طور منظّم کار کند اما گالوا توصيههاي او را به دست فراموشي ميسپرد. او بدون آمادگي کافي، در امتحانات ورودي مدرسه پليتکنيک(Ecole Polytechnique) شرکت کرد. گذشتن از اين امتحان احتمالاً موفقيّت او را تضمين ميکرد زيرا پليتکنيک مکان مناسبي براي رشد رياضيات فرانسه بود اما او موفّق نشد. دو دهه بعد تراکوم(Terquem) سردبير Nouvelles Annales des Mathematiques اين شرح را نوشت: داوطلبي با نبوغ عالي توسط ممتحني با استعداد کم رد ميشود. زيرا آنها مرا درک نميکنند. من آدم عجيبي نيستم ... در سال 1828 گالوا وارد دانشسراي عالي شد که سايه کم رنگي از پليتکنيک بود و در يک کلاس پيشرفته رياضيات توسط ريشارد(Richard) شرکت نمود. ايشان نسبت به گالوا نظر کاملاً موافقي داشتند. ريشارد داراي اين عقيده بود که گالوا بايستي بدون امتحان در پليتکنيک پذيرفته شود[2]. سال بعد، اولين مقاله گالوا را که نشاني از نبوغ او نداشت درباره کسرهاي مسلسل مشاهده کرد[4]. در همين حال گالوا در نظريه معادلات چند جملهايها به کشفّيات اساسي دستيافت و برخي از نتايج آن را نيز به آکادمي علوم ارائه نمود. داور کشي(Cauchy) بود که قبلاً در مورد رفتار توابع تحت جايگشت متغيّرها که موضوع مرکزي نظريه گالوا بود، کارش را به چاپ رسانده بود. کشي مقاله را رد کرد و مقاله ديگري نيز که هشت روز بعد ارائه شد به همين حال دچار شد. نسخههاي خطّي گم شد و ديگر پيدا نشدند[1]. در همان حال دو حادثه ناگوار رخ داد. در دوم جولاي 1829 پدر گالوا بعد از يک اختلاف سياسي با کشيش دهکده، اقدام به خودکشي کرد. چند روز بعد گالوا مجدداً براي آخرين فرصت در امتحان ورودي پليتکنيک شرکت کرد. در [2] و [5] شرحي درباره اينکه او کنترل خود را از دست داده و مداد پاک کني را به صورت ممتحن خود پرتاب نموده است آمده است. اما مطابق نظر برتراند(Bertrand) [6] اين کار صحّت نداشت. ممتحن دينه(Dinet) از گالوا خواست که خلاصه لگاريتم حسابي را بنويسد و گالوا اظهار داشت که لگاريتم حسابي وجود ندارد. دينه او را مردود کرد. در فوريه سال 1830، جهت رقابت در بزرگترين جايزه رياضي، گالوا تحقيقات خود را به آکادمي علوم ارائه نمود. قبلاً کارش به عنوان کاري بالاتر از ارزش جايزه، داوري شده بود[2]. نسخههاي خطّي به دبير کميته يعني فوريه(Fourier) داده شد و او آنها را جهت بررسي بيشتر به منزلش برد امّا قبل از خواندن آنها فوت کرد و نسخههاي خطّي، در ميان کاغذهايش پيدا نشد. مطابق نوشتههاي دوپوئي(Dupuy) [5] گالوا متوجّه شد که گم شدن مکرّر نوشتههايش بر اثر تصادف محض نبوده است. او اين امر را ناشي از عملکرد جامعهاي دانست که در آن افراد نابغه به لحاظ حمايت از افراد معمولي محکوم به طرد و افکار ابدياند و در اين رابطه وي رژيم ستم پيشه بوربون را مورد نکوهش و انتقاد قرار داد. در سال 1824، چارلز دهم، جانشين لوئي هيجدهم شد. در سال 1827 حزب مخالف ليبرال در انتخابات به موفقيّتهايي دست يافت و در سال 1830 انتخابات زيادي انجام گرفت که اکثريت را به گروههاي مخالف داد. چارلز با تعويض قدرت مواجه شد و در اين حال دست به کودتا زد. در 25 جولاي فرمان رسوا کننده خود عليه آزادي مطبوعات را صادر کرد. مردم در حالي نبودند که اين تشبثات را بپذيرند و سر به شورش برداشتند و اين شورش سه روز به طول انجاميد که در نتيجهي آن فيليپ، دوک اورلئان به پادشاهي رسيد. در طول اين سه روز، در حالي که دانشجويان پليتکنيک تاريخ را در خيابانها ميساختند، گالوا و دانشجويان همکلاساش توسط گين يو(Guignault) رئيس دانشسرا زنداني شده بودند. گالوا خشمگين شد و بلافاصله نامهي تندي عليه وي در مجلّه Gazette des Ecoles همراه با نام کامل خود نوشت[5]. سر دبير امضاي وي را حذف نمود و گالوا به لحاظ نوشتن نامهي بيامضا اخراج گرديد[7]. بحث مفصل و جالبي در مورد چگونگي آن در نوشته دوپوي [5] موجود است. در 13 ژانويه 1831، گالوا با داير کردن دورهاي در جبر پيشرفته، به عنوان يک معلّم خصوصي کار خود را شروع کرد و با موفقيّت کمي روبرو شد. در هفدهم ژانويه مقاله ديگري تحت عنوان "شرايط حلپذيري معادلات به وسيله راديکالها" به آکادمي فرستاد. کشي اين بار ديگر در پاريس نبود و پواسون(Poisson) و لاکروآ(Lacroix) به عنوان داور تعيين شده بودند. بعد از دو ماه گالوا جوابي از آنها دريافت نکرد و او طي نامهاي به رياست آکادمي، علّت را جويا شد اما از او نيز جوابي نرسيد. گالوا به توپخانه گارد ملّي که تشکيلاتي جمهوريخواه بود پيوست. بعد از مدّت کوتاهي افسران آن به دليل دسيسه چيني دستگير شدند اما توسط هيئت منصفه تبرئه گرديدند. توپخانه به دستور شاه منحل گرديد. در نهم ماه مه ضيافتي به اعتراض برپا شد که به اقدامات شورشي بيشتري منجر گرديد. گالوا در حالي که چاقوي بازي در دست داشت، جامي به سلامتي لوئي فيليپ بلند کرد. دوستان او اين کار را تهديدي عليه جان شاه تلقّي کرده، به شدّت ابراز احساسات کردند به طوري که رقصکنان به خيابان ريختند. روز بعد گالوا دستگير شد و در محاکمه به همه چيز اعتراف کرد اما مدعي گرديد که سر سلامتي در واقع براي شاه بود "چنانکه او خائن از آب دربيايد"، در اين موقع سروصداي زياد، مانع شنيدن آخرين عبارت شده است. هيئت منصفه او را تبرئه کرد و در روز پانزدهم ژوئن آزاد شد. در چهارم جولاي از سرنوشت مقاله اش مطّلع شد. پواسون آن را غير قابل درک بيان نموده بود. گزارش مقاله به طور کامل در [8] آمده است که به صورت زير پايان مي يابد: "ما تمام تلاش خود را جهت درک اثبات گالوا به کار برديم. اثبات او به قدر کافي روشن و توسعهيافته براي ما نيست تا نسبت به روش آن داوري کنيم و هيچ عقيدهاي درباره آن در اين گزارش نميتوانيم بدهيم. مولّف بيان مي کند گزارهاي که موضوع ويژهاي از اين مقاله است، قسمتي از يک نظريه عمومي است که مستعد کاربردهاي زيادي است. شايد آن بيانکننده اين مطلب باشد که قسمتهاي مختلف يک نظريه که دو به دو روشنگر يکديگرند، در حالت جمع راحتتر از حالت مجزّا قابل درک ميباشند. بنابراين پيشنهاد ميکنيم که مؤلّف بايستي تمامي کارهايش را جهت بيان يک نظر معيّن و مشخّص بنويسد. اما نسبت به اين قسمتي که در حال حاضر به آکادمي ارائه شده است، نميتوانيم آن را تأييد نماييم." در چهاردهم جولاي گالوا در حالي که لباس توپخانه منحل شده را پوشيده، چاقو و تفنگي نيز حمل ميکرد در رأس تظاهرات جمهوريخواهي ظاهر شد. او در محلّ پوننوف به اتّهام پوشيدن غيرقانوني يونيفورم دستگير شد[2] و به شش ماه حبس در زندان سنتپلاژي محکوم گرديد. اما مدّت کوتاهي در رياضيات خودش کار کرد سپس در شايعه بيماري وباي سال 1832 به يک بيمارستان منتقل گرديد و به زودي با قيد التزام آزاد گرديد. همراه با آزاديش، او اوّلين و تنها عشقش را با يک خانم به نام "استفاني د (Stephanie D)" تجربه نمود. نام خانوادگي او نامعلوم است و در نسخههاي خطّي از گالوا که اسمش پاک شده، نوشته شده است. در اين ميان پرده، اسرار زيادي نهفته است که داراي تأثير قاطعي در رويدادهاي بعدي است. بقاياي نامهها[3] نشانگر آن است که گالوا از جانب دختر، طرد شده و او وي را در حالت بدي رها نموده است. در فاصلهاي نه چندان دور، گالوا ظاهراً به خاطر رابطهاش با دختر مزبور، به دوئل خوانده شد. اين بار نيز کم و کيف ماجرا در اسرار پنهان ميشود. طرز فکر ديگري[1] و [2] حاکي است دختر مزبور به عنوان وسيلهاي جهت حذف يک مخالف سياسي در يک اقدام ساختگي ظاهراً شرافتمندانه به کار گرفته شد. در تقويت اين مطلب، الکساندر دوما(Alexadre Duma) در کتاب خاطراتش روشن ميسازد که يکي از طرفهاي متخاصم پشو دربنويل(Pecheux D'Herbinville) بود اما دالماس(Dalmas) ]7[ شواهدي از گزارش پليسي را ميآورد که در آن گزارش شده است که مبارز ديگر جمهوريخواهي، ظاهراً از دوستان انقلابي گالوا بود و دوئل دقيقاً هماني بود که اتّفاق افتاده بود. و اين نظر از کلمات خود گالوا، درباره موضوع مزبور استنباط ميشود[3]: "من از ميهنپرستان و دوستان خود تقاضا ميکنم که مرا به خاطر مرگي غير از شهادت در راه ميهنم ملامت نکنند. من قرباني زني عشوهگر ميشوم. در غوغايي تأسّفبرانگيز، زندگي من نابود ميشود ... براي آنهايي که مرا کشتند، طلب آمرزش ميکنم چرا که آنها از ايمان و عقيده خوبي برخوردار بودند." در همان روز، بيستونهم ماه مه، در شب دوئل، او نامهي معروف خود را به دوستش آگوسته شواليه(Aguste Chevalier) نوشت و کشفيّات خود را در اين نامه خلاصه کرد که بعدها توسّط شواليه در "روو انسيکوپديکي(Revue Encyclopedique)" به چاپ رسيد. در اين نامه، او ارتباط بين گروهها و معادلات چندجملهاي ها را مطرح کرده و بيان ميکند که معادلهاي به وسيله راديکالها قابل حل است که گروه آن حلپذير باشد. او هم چنين ايدههاي زياد ديگري در مورد توابع بيضوي و انتگرالگيري از توابع جبري و خيلي چيزهاي ديگر را مطرح کرد که به لحاظ پيچيدگي و رمزي بودن، استنباطشان بسيار مشکل است. اين نوشته از بسياري جهات، سند تأثّرانگيزي که با خطّ بد و درهموبرهم در حاشيهي آن نوشتهشدهاست: "من وقت ندارم." دوئل با طپانچه در فاصله 25 متري بود. گالوا از طرف شکم گلوله خورد و بر اثر تورّم، روز بعد در سيويکم ماه مه درگذشت. او از انجام مراسم مذهبي توسّط کشيش امتناع ورزيد و در دوم ژوئن 1832 در محلّ عمومي در گورستان مونـتپارنـاس(Mont parnasse) دفن گرديد. نامهي او به شواليه با کلمات زير پايان مييابد: "از ژاکوبي يا گاوس بهطور علني بخواهيد که عقيده خود را نه به عنوان واقعيّت، بلکه به عنوان اهميّت اين قضايا اعلام نمايند. مطمئن هستم بعدها اشخاصي پيدا خواهند شد که کشف اين قضايا را موجب تعالي و ارتقاء خود خواهند يافت." فهرست مراجع: [1]. Kollros, L. (1949), Evariste Galois, Birkhauser, Basel. [2]. Bell, E. T. (1965), Men of Mathematics (2 Vol 5.), Penguin, Harmondsworth, Middlesex. [3]. Bourgne, R. and Azra, J.P (1962), Ecrits et memoires mathematiques d'Evariste Galois, Gauthier-Villars, Paris. [4]. Galois, E. (1897), Oeuvres mathematiques d'Evariste Galois, Gauthier-Villars, Paris. [5]. Dupuy,P. (1896), Lavie d'Evariste Galois, Annales de l'Ecole Normale (3) 13, 197-266. [6]. Bertrand, J. (1899), "La Vie d'Evariste Galois, Par P. Dupuy", Bull. Des Sciences mathematiques, 198-212. [7]. Dalmas, A. (1956), Evariste Galois revolutionnaire of geometre, Fasquelle, Paris. [8]. Taton, R. (1947), Les relations d'Evariste Galois avec les mathematicians de son temps, Cercle International de synthese, Revue d'historic des sciences et de leurs applications, 1, 114 ریاضیدانان بزرگ معمولاً سرگذشتی غیر داستانی دارند. یا به طور دقیق تر ، داستان زندگی آنها را نوآوری ها و دستاوردهای ریاضیاتیشان تشکیل می دهد که غیر ریاضیدان ها به سختی می توانند آن را درک کنند. بزرگترین استثناء در این قاعده ، اواریست گالوا است. آنچه از زندگی گالوا می دانیم بیشتر شبیه به یک داستان رمانتیک و بلکه تراژدی است. زیرا در تراژدی حتماً نباید قهرمان داستان به طرز فجیعی کشته شود بلکه تراژدی را می توان به عنوان سرکوب نمودن نبوغ یک نابغه و در نظرنگرفتن و توجّه نکردن به او نیز دانست. اواریست گالوا را حتّی کسانی که دستی بر ریاضیات دارند هم ، نمی شناسند چه رسد به افراد عادّی که بیشتر ریاضیدانان بزرگ و مشهوری چون نیوتن و اویلر و ... ر می شناسند. اواریست گالوا را حتّی دانشجویان ریاضی هم به خوبی نمی شناسند. در یکی از روزهای سال 1811 میلادی ، در نزدیکی پاریس ، پسری به دنیا آمد که او را "اواریست" نام نهادند. چون والدین پسر ، خود، افرادی تحصیل کرده بودند ، تا سنّ 12 سالگی نزد مادرش به تحصیل و فراگیری علم پرداخت. پس از آن به مدرسه رفت. در دروس عادّی مدرسه دانش آموزی متوسّط بود. امّا هنگامی که کتاب اثر «لژاندر» به دستش رسید و آنرا مطالعه کرد به شدّت تحت تأثیر قرار گرفت. می گویند که او این کتاب را مانند یک کتاب داستان عادّی خوانده است و فقط با یک بار مطالعه آن ، بر مطالب کتاب احاطه کامل یافته است. از همین جا بود که با کارهای ریاضیدانان بزرگی چون لاگرانژ و آبل آشنا شد و آنها را مطالعه کرد. هنگامی که 15 ساله شد، خودش به تنهایی یک خواننده حرفه ای آثار ریاضی بود و کشف کردن در دنیای ریاضی را آغاز کرد و به کشفیّات مهمی نیز دست یافت. در آن سنّ و سال کم و بدون بهره بردن از هیچ تحصیلات عالی رسمی ، گالوا قادر بود به کشفیّاتی برسد که او را به شهرتی جاودانه در دنیای ریاضیات برساند. شهرتی که هیچ گاه طعم آنرا در زمان حیاتش نچشید. "دوپوی" در جمله ای راجع به شرح حال گالوا می گوید: « کتاب های جبر مقدّماتی هرگز گالوا را قانع نکرد زیرا در آنها جای پایی از مکتشفین نمی یافت. درست از اوّلین سال ریاضی به لاگرانژ روی آورد. » دست نوشته هایش از نظم و ترتیب خوبی برخوردار نبود و به دلیل ذهن نیرومندی که داشت بیشتر محاسبات ریاضی را به صورت ذهنی انجام می داد و فقط نتایجش را یادداشت می کرد. مقالات و مطالبی که می نوشت مانند اکثر مقالات ریاضیدانان قرن هجدهم ، خلاصه و بی ترتیب بودند. سبک نوشتنی که در ریاضی نویسی امروزی ، کاملاً نامأنوس و نامرسوم است. مدرسه پلی تکنیک پاریس ، مدرسه ای بود که ریاضیدانان بزرگی در آنجا تربیت شده بودند و دو بار تلاش گالوا برای ورود به این مدرسه، ناکام ماند. گالوا خود به خوبی می دانست که از بسیاری از کسانی که پذیرفته شده بودند ، شایستگی بهتری دارد. امّا او ناامید نشد و خود به مطالعه ریاضی پرداخت. به عقیده بسیاری از ریاضیدانان بزرگ ، پذیرفته نشدن گالوا در مدرسه پلی تکنیک پاریس ، خُسران زیادی برای علم ریاضیات به همراه داشته است. کشفیّات اساسی او در معادلات چند جمله ای بود که در سال 1829 برای اوّلین بار ، طی مقاله ای ، آنها را به آکادمی علوم پاریس فرستاد. کسی که مقالات ارسالی به آکادمی را از نظر علمی ، قضاوت و داوری می کرد ، "آگوستن لویی کُشی" بود. کُشی ریاضیدان بزرگ و ماهری بود و این توانایی را داشت که بتواند با مطالعه مقاله گالوا ، آنرا بفهمد و به ارزش کشفیّات او پی ببرد. امّا در این بین ، کُشی ، مقاله گالوا را گم کرد و دیگر نتوانست آن را پیدا کند. شاید این گم شدن مقاله را بتوان به حساب بدشانسی خود گالوا گذاشت!! بعد از این ماجرا ، گالوای شجاع ، کارهایش را در مسابقه سال 1830 جایزه بزرگ آکادمی در ریاضیات شرکت داد. مقاله گالوا بدون شک باید برنده این جایزه می شد. امّا این بار هم بخت با گالوا یار نبود زیرا "فوریه" که منشی آکادمی بود ، مقاله گالوا را با خود به خانه برد و به طور ناگهانی پیش از خواندن آن فوت کرد و مقاله گالوا دوباره گم شد!! گالوا نسخه دوّم مقاله اش را به آکادمی فرستاد. این بار قضاوت درباره مقاله ، بر عهده "پواسون" بود. هنگامی که پواسون مقاله گالوا را مطالعه کرد ، در حاشیه یکی از برهان های گالوا ، یادداشتی به این مضمون نوشت: « برهان این هم ناکافی است امّا بنابر بخش 100 از مقاله آقای لاگرانژ ، برلین ، 1771 ، درست است. » چه اتّفاقی افتاده بود ؟ مگر می شود برهان یک قضیه ، ناکافی امّا درست باشد ؟ گالوا در یادداشتی دست نویس به پواسون پاسخ داد : « اثبات خواهد شد. » شاید منظور گالوا ، چیزی شبیه به "آن بماند تا ببینیم" بوده است. با این حال منظور گالوا این بوده است که " لطفاً به بررسی بقیه قسمت های مقاله بپردازید تا من برهان را در آینده کامل کنم. " امّا پواسون در گزارش خود به آکادمی از مقاله گالوا به عنوان یک کلّیت یاد کرده و می نویسد: « ما تمام کوشش خود را برای درک برهان آقای گالوا به کار بردیم ، امّا استدلال های ایشان به اندازه کافی روشن نیست و به اندازه کافی پرورانده نشده اند تا م بتوانیم درباره درستی آنها قضاوت کنیم ... » پواسون امیدوار بود که گالوا به اصلاح و توسعه کار عرضه شده خویش بپردازد تا بتواند برهان کاملتری را به آکادمی ارائه دهد. امّا گالوا می دانست که برهانهایش درست هستند و به علاوه ، دانش و درک او از جبر ، بسیار فراتر از دانش کسانی است که مقاله او را داوری می کنند. واقعیّت نیز همین بود که داوران آکادمی ، دانش و توانایی فهمیدن استدلال های گالوا را نداشتند. از طرف دیگر ، سنّ کم گالوا که در آن زمان فقط 19 سال داشت و مواجه شدن داوران با دست نوشته ای نا مفهوم و همچنین اعتقادات ضدّ دولتی گالوا ، همه و همه دست به دست هم داده بودند تا مقاله گالوا مورد تأیید آکادمی علوم پاریس قرار نگیرد. به طوری که پواسون در انتهای گزارش خود به آکادمی می نویسد: « به صورتی که در حال حاضر مقاله به آکادمی ارائه شده ، نمی توانیم تصویب آنرا به شما توصیه کنیم. » و این یعنی مقاله گالوا رد شده است. پس از رد شدن مقاله توسط پواسون، گالوا به شدّت ناراحت و تلخ کام شد و بعد از آن برای پروراندن مقاله خود و قابل فهم تر ساختن آن چنانکه پواسون می خواست ، ابداً هیچ کوششی نکرد. به خاطر این وقایع یا به خاطر آنکه پدرش طرفدار جمهوری بود ، گالوا به انتقاد شدید از رژیم بوربونها دست زد و به گارد ملّی فرانسه یعنی سازمان جمهوری خواهان پیوست. در این زمان ، فرانسه ، سخت گرفتار آشوبهای سیاسی بود. گالوا به خاطر فعالیّت های سیاسی اش محاکمه شد و به عنوان زندانی سیاسی ، چند ماهی را در زندان گذراند. پس از آزادی از زندان در سال 1832 ، گرفتار عشق دختری عشوه گر شد. امّا گالوای بدشانس در بازی عشق نیز شانس نیاورد و بر سر دستیابی به این دختر ناگزیر به انجام یک دوئل مرگبار شد. شب قبل از آن دوئل مرگ آفرین ، نامه ای به دوستش "ژوزف لیویل " می نویسد و در آن ، ناگفته ها و یافته های ریاضی اش را به اختصار شرح می دهد و از او می خواهد تا توجّه جهان ریاضی را به اهمیّت کارهایش جلب کند. او حتّی در این نامه از ژاکوبی یا گاوس درخواست می کند که نظرشان را نه در مورد اهمیّت این قضایا ، بلکه در مورد اهمیّت آنها ، بیان کنند. جمله معروف " من وقت ندارم " را گالوا در یک یادداشت حاشیه ای ، احتمالاً در شب قبل از دوئل ، در ارتباط با برهان گزاره دوّم خود که گفته است نیاز به تکمیل شدن دارد ، نوشته است. چون دیگر وقت کافی برای تکمیل آن برهان نداشت. گرچه در ابتدا ، اثباتش غلط به نظر می رسد. او درباره دوئلی که فردای آن شب جان او را گرفت نیز می نویسد: « من قربانی یک زن عشوه گر گمنام شده ام... این یک نزاع اسف بار است که جان مرا می ستاند ... آه! چرا باید برای یک چیز بی ارزش بمیرم ... » سرانجام ، دوئل در 25 قدمی صورت گرفت. تیر به شکم گالوای بدشانس خورد و به زمین افتاد. ساعت ها در آنجا ماند تا آنکه دهقانی که از آنجا عبور می کرد ، او را به بیمارستان برد.گالوا روز بعد ، یعنی 31 مه 1832 در سنّ 20 سالگی فوت کرد و در بخش عمومی قبرستان مونت پارناس به خاک سپرده شد. 14 سال پس از مرگ گالوا یعنی در سال 1846 ، طرفداران اندکش موفق شدند مخاطبینی برای کارهایش پیدا کنند و به عمق کشفیات او تا حدودی دست یابند. قسمتی از نوشته هایش توسط ژوزف لیویل در مجله ریاضیات به چاپ رسید. لیویل در اطلاعیه پیش از چاپ کارهای گالوا ، وقتی که فهمیده بود روش هاس گالوا درست بوده اند و می توان قضیه هایش را با دقّت زیاد اثبات کرد ، از آن به عنوان "یک لذّت جاوید در زندگی اش" یاد می کنند. پس از آن ، شناسایی و درک اهمیّت فراوان کارهایش به سرعت آغاز و احترام به گالوا بیشتر شد. شهرت گالوا 14 سال پس از مرگش آغاز شد. به طوری که در حال حاضر یکی از بزرگترین ریاضیدانان خلاّق تمام عصرها به شمار می آید. او زنده نماند تا به گسترش عمیق تر کاربردها و توسعه ی نظریه خود که بعدها "نظریه گالوا" نام گرفت ، بپردازد. نظریه گالوا امروزه یکی از مباحث مهم و پرکاربرد جبر مجرد و نظریه گروه ها است. حتّی امروز ، ریاضیات در اثر حادثه غم انگیزی که برای او روی داده است ، احتمالاً بضاعت کمتری دارد. منابع و مراجع : 1- نظریه گالوا / تألیف هارولد ام.ادواردز / مترجمان: دکتر عبدالجواد طاهری زاده ، دکتر باقر نشوادیان بخش / انتشارات دانشگاه اراک / چاپ اوّل آذرماه 1382 2- آشنایی با جبرمجرّد / تألیف دبلیو . کیت نیکلسون / ترجمه دکتر علی اکبر عالم زاده / انتشارات سیمای دانش / تهران 1380 رياضيدان نابغه فرانسوي ( 1832 - 1811 ). از بنيانگذاران جبر نوين و پايه گذار نظريه گروههاست.وي در عمر کوتاه خود ( 21سال) توانست شرايط امکان حلّ معادلات بوسيله راديکال ها را بررسي کند. درسال 1286 ه.ش. درشهر تبریز و در خانواده ای فرهیخته ، کودکی به دنیا آمد که او را محسن نام نهادند. پدرش همچون اکثر آذری ها مردی بود کوشا و باهمت که 14 سال در نجف اشرف تحصیل کرده بود.خانواده هشترودی بعد ها به تهران نقل مکان کرد. محسن هشترودی تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس سیروس و اقدسیه تهران گذراند . او از همان ابتدا فرد بسیار سخت کوشی بود و از کلاس هفتم بدون معلم به فراگیری زبان فرانسه همت گماشت و در این زمینه چنان پیشرفت کرد که خیلی زود شروع به خواندن کتابهای فرانسوی نمود. محسن ازکلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت. پروفسور هشترودی دوران دبیرستان را که به پایان رساند تحصیل در رشته پزشکی را آغاز نمود پس ازمدتی تحصیل در این رشته ، آن را رها کرد و به فرانسه رفت تا در رشته ی مهندسی مکانیک تحصیل نماید اما این رشته نیز با ذوق او موافق نبود . این بود که به تهران برگشت و در دارالمعلمین عالی به تحصیل دررشته ریاضی مشغول شد. ریاضی با روح پروفسور هشترودی موافق بود و او باعشق تمام به تحصیل پرداخت . پس ازدریافت درجه لیسانس به فرانسه رفت و در دانشکده علوم پاریس مشغول به تحصیل دررشته ریاضی شد و سپس به دانشگاه سوربن رفت و در آن دانشگاه تحصیلات خود را دردوره دکتری ریاضی به پایان رساند. پروفسور هشترودی درسال 1315 ه.ش. درسن 29 سالگی به ایران بازگشت و با سمت دانشیاری در دانشکده علوم و دانشسرای عالی مشغول به تدریس شد و پس از پنج سال به درجه استادی رسید. حاصل زندگی پر بار پروفسور هشترودی را نمی توان به سادگی با معیارهای کمّی قیاس کرد. وی طی سال های استادی خود شاگردان برجسته ای تربیت نمود که هر کدام راه او را پیش گرفتند و مایه ی سر بلندی ملت ایران شدند. او سرانجام در چنین روزی یعنی در 13 شهریور سال1355ه.ش دار فانی را وداع گفت. جورج گابریل استوکس (1819-1903) نخستین بار قضیه اش را در سال 1854 به صورت یک سوال در امتحان جایزه ی اسمیت در دانشگاه کمبریج انگلستان منتشر کرد. این قضیه را در سال 1850 دوستی،ویلیام تامسون(لرد کلوین)، در یک نامه برای استوکس فرستاده بود. استوکس که مدافع مکتب فیزیک ریاضی فرانسوی لاگرانژ ، لاپلاس ، پواسن و کُشی بود با تدریس فراوان و ترتیب دادن مسابقات مناسب بر سنّت ریاضی کمبریج تأثیر گذاشت. در دامان همین سنّت جدید بود که نسلی از ریاضیات و دانشمندان کمبریج سربرآوردند. از جمله ی اینان می توان از کسی که چه بسا مهمترین دانشمند فیزیک- ریاضی قرن نوزدهم باشد، یعنی " جیمز کلارک ماکسول " نام برد. به نقل از کتاب حساب دیفرانسیل و انتگرال و هندسه تحلیلی،جلد 2 ، جورج توماس![]()
این علم به بررسی رخدادهای غیر قطعی که در عین حال فضای نمونه (کلیه حالتهای ممکن رخداد اتفاق) مشخص دارند می پردازد.مثلا در پرتاب یک سکه نمیدانید شیر می آید یا خط اما میدانید یا شیر می آید یا خط.مباحث اصلی این گرایش پرکاربرد ریاضی عبارتند از توزیعهای پیوسته و گسسته و توام نظریه نمونه گیری نظریه تصمیم نظریه برآورد آزمون فرض رگرسیون فرآیندهای تصادفی سریهای زمانی و ...
2- آنالیز ریاضی(Mathematics Analysis)
یکی از قدیمی ترین شاخه های ریاضیات است که پایه ی تئوری بسیاری از گرایشهای پرکاربرد ریاضی مثل آنالیز عددی را فراهم میکند.در این شاخه به آنالیز دقیق توابع حد مشتق انتگرال دنباله ها سری ها و توپولوژی مجموعه ها پرداخته می شود.
3- آنالیز عددی(Numerical Analysis)
کاربردی ترین شاخه علم ریاضی محسوب میشود و در واقع حلقه اتصال بین ریاضیات و علوم مهندسی بشمار می رود.این علم که مهندسان آن را با نام محاسبات عددی میشناسند دارای زیر شاخه های گوناگون مثل آنالیز خطا نظریه درونیابی و تقریب مشتق گیری و انتگرال گیری عددی حل معادلات یک و چند متغیره حل عددی معادلات دیفرانسیل معمولی و معادلات انتگرالی جبر خطی عددی و حل عددی معادلات با مشتقات جزئی (PDE) می باشد.
4- بهینه سازی و تحقیق در عملیات(Optimization & Operation Research)
یکی از شاخه های پر کاربرد ریاضیات در صنعت،بهینه سازی و تحقیق در عملیات می باشد.هدف این علم مدل بندی مسائل مرتبط با صنعت و بهینه سازی آنهاست مثلا ماکزیمم کردن سود یا مینیمم کردن هزینه ها با داشتن منابع محدود. مباحث گوناگون این علم شامل برنامه ریزی خطی برنامه ریزی صحیح برنامه ریزی پویا و برنامه ریزی غیر خطی و ... است.
5- ترکیبیات(Combinatorics)
این گرایش به بررسی دسته های معمولا متناهی اشیا و چگونگی چینش آنها می پردازد و کاربردهای زیادی در نظریه احتمال هندسه و جبر دارد.ترکیب ترتیب جایگشت اصل شمارش و روابط بازگشتی مباحث اصلی ترکیبیات هستند.
6- توابع مختلط(Complex Functions)
این گرایش به بررسی مباحث مرتبط با اعداد و توابع مختلط می پردازد. بحث مربوط به روابط جبری بین اعداد مختلط انواع توابع مختلط دنباله و سری اعداد مختلط حدگیری مشتق گیری و انتگرال گیری از توابع مختلط از جمله مباحث این گرایش می باشد.
7- جبر(Algebra)
یکی از کهن ترین و در عین حال قطعی ترین شاخه های ریاضیات محسوب میشود و پایه ی بسیاری از گرایشهای امروزی ریاضیات و حتی علوم غیر ریاضی بشمار می رود بگونه ای که متخصصان نظریه کوانتوم نیز از جبر استفاده میکنند.بخشهای مختلف جبر عبارتند از نظریه گروهها نظریه حلقه ها نظریه میدانها نظریه گالوا و ...
8- جبرخطی(Linear Algebra)
بسیاری از عملگرها در ریاضیات دارای خاصیت خطی هستند و جبر خطی به بررسی این گونه عملگرها و مباحث مربوط به آنها میپردازد.زیر شاخه های گوناگون این علم عبارتند از دستگاههای خطی فضاهای برداری تبدیلات خطی ماتریسها فضاهای ضرب داخلی و ...
9- ریاضیات مالی(Financial Mathematics)
این علم به بررسی چگونگی الگوبندی مسائل مالی و بازارهای اقتصادی و تجزیه و تحلیل آنها به کمک روشهای ریاضی میپردازد و از مباحث مختلفی در آمار و احتمال و آنالیز عددی بهره می برد هر چند شاید این علم در اقتصادهای بی ثبات دنیا مثل اقتصاد ایران کاربردی نداشته باشد اما اقتصادهای قدرتمند جهان از این علم کمکهای فراوانی در پیش بینی مسائل مختلف مالی می گیرند.
10- سیستمهای دینامیکی (Dynamical Systems)
سیستمهای دینامیکی نام گرایشی از ریاضیات است که به بررسی کیفی دستگاههای معادلات دیفرانسیل(بدون حل تحلیلی آنها) می پردازد.شاخه های گوناگون این علم عبارتند از سیستمهای دینامیکی خطی و غیر خطی سیستمهای دینامیکی گسسته و پیوسته نظریه انشعاب و نظریه آشوب
11- کدگذاری(Coding)
کدگذاری شاخه ای از علم ریاضیست که به امکان ارسال اطلاعات با بالاترین سرعت و کمترین خطا(خرابی اطلاعات در طول مسیر انتقال) می پردازد. این علم که کاربرد بسیار زیادی در مخابرات دارد را می توان ترکیبی از جبر جبر خطی ترکیبیات و احتمال دانست.ضمن اینکه نباید این علم را با رمزنگاری اشتباه گرفت.در واقع در رمز نگاری بحث سرعت و خطای ارسال اطلاعات مطرح نیست و تنها بحث امنیت مطرح است.
12- گراف(Graph)
نظریه گراف به بررسی سیستمهای ارتباطی شامل چند مرکز اصلی(راس) و راههای ارتباطی (یال) بین آنها می پردازد.حال این رئوس و یالها می توانند چند شهر و راههای بین آنها باشد یا چند مرکز مخابراتی و کانالهای مخابراتی بین آنها.شاخه های نظریه گراف عبارتند از گرافها و زیر گرافها درختها تطابق ها رنگ آمیزی گرافهای جهت دار و ...
13- مثلثات(Trigonometry)
مطالعه روی روابط موجود بین زوایای شکلهای مختلف دو و سه بعدی و نیز بررسی دایره مثلثاتی توابع مثلثاتی و توابع تناوبی بحث اصلی مثلثات می باشد. بطور کلی مثلثات کاربردهای بسیار زیادی در نجوم جغرافی اپتیک شیمی فیزیک و بسیاری دیگر از علوم دارد.
14- معادلات دیفرانسیل(Differential Equations)
هر معادله که شامل یک تابع مجهول و مشتقات آن باشد را معادله دیفرانسیل می نامند.اگر مشتق تابع مجهول نسبت به یک متغیر در معادله ظاهر شده باشد معادله را معادله دیفرانسیل عادی(ODE) و در غیر اینصورت معادله دیفرانسیل با مشتقات جزئی (PDE) می نامند.شاخه های این علم عبارتند از معادلات دیفرانسیل عادی مرتبه اول دوم و بالاتر روش سری های توانی تبدیل لاپلاس دستگاه معادلات دیفرانسیل معادلات دیفرانسیل با شرایط مرزی معادلات با مشتقات جزئی مرتبه اول دوم و بالاتر معادلات دیفرانسیل با مشتقات جزئی هذلولوی بیضوی و سهموی.
15- منطق ریاضی(Mathematical Logic)
در یک جمله منطق ریاضی به بیان منطق به زبان ریاضی و با کمک نمادها و روابط ریاضی می پردازد.شاخه های اصلی منطق عبارتند از نظریه مجموعه ها نظریه مدل نظریه بازگشت نظریه اثبات پارادوکسها منطق قراردادی و منطق نمادی.
16- نظریه اعداد(Number Theory)
نظریه اعداد به بررسی خواص اعداد و روابط بین آنها بویژه اعداد صحیح می پردازد. نظریه اعداد آنالیزی نظریه اعداد جبری نظریه اعداد هندسی نظریه اعداد ترکیبیاتی و نظریه اعداد اول شاخه های گوناگون این علم می باشند.
17- هندسه(Geometry)
هندسه که یکی از قدیمی ترین علوم بشری محسوب میشود به بررسی مساحت محیط حجم شکلها و روابط و موقعیت آنها در صفحه(هندسه مسطحه) و در فضا (هندسه فضایی)می پردازد. از شاخه های مختلف هندسه میتوان به هندسه تصویری هندسه تحلیلی هندسه برداری هندسه اقلیدسی هندسه نا اقلیدسی (لوباچفسکی) و هندسه فراکتالی اشاره کرد که هندسه فراکتالی کاربرد بسیاری در نظریه ی آشوب دارد.![]()
![]()
به صورت پيش فرض اين قابليت در نرم افزار Word غير فعال است. با استفاده از اين ترفند ميتوانيد اين بخش را به محيط Word آورده و از امکانات بي نظير اين بخش استفاده کنيد.
بدين منظور:
در ابتدا نرم افزار Word را باز کنيد به منو View برويد و سپس به Toolbars برويد و Customize را انتخاب کنيد.
در پنجره باز شده به تب Commands برويد و از قسمت Categories (سمت چپ ) Insert را به حالت انتخاب درآورديد و از سمت راست Equation Editor را انتخاب کنيد ( تصوير يک راديکال با عدد a را دارد ).
![word[1]](http://www.iau7.com/img/2010jan17_word1.gif)
روي آن کليک کرده و کليد موس را نگه داريد ، سپس آنرا بکشيد و در جايي مناسب از نوار ابزار صفحه اصلي ، مثلا در کنار دکمه Bold رهايش کنيد.
سپس رو دکمه مربوطه کليک کرده ، از شما سوالي مبني بر نصب آن ميشود که با زدن دکمه Yes ميتوانيد عمليات نصب را انجام دهيد و از اين قابليت استفاده کنيد![]()
![]()
در ریاضیات دو قضیه با نام «قضیه نگاشت باز» وجود دارد. آنالیز تابعی
آنالیز مختلط
برهان
![]()
رضا کرم رضايي بازيگر قديمي سينما و تئاتر ايران صبح امروز ـ 14 فروردين ماه ـ بر اثر ايست قلبي در بيمارستان «مهر» تهران از دنيا رفت.
بر پايه اين خبر، کرمرضايي متولد 1316 کرمانشاه بود و فارغالتحصيل کالج تئاتر و فيلم در آلمان غربي است.
او در زمينهي تئاتر و ترجمه متون نمايشي فعال بود و در سال 1333 در سينما کارش را آغاز کرد.
از عمده نمايشها و فيلمهاي رضا کرمرضايي ميتوان از:«فيزيکدانان»، «کلبه والدين»، «مستأجر جديد»،«مسافر ري»، «فصل پنجم»، «آقاي شانس» ، «ديوانهوار»، «در کمال خونسردي»، «نيش»،«رابطه پنهان» ، «نرگس» ، «اعدامي»، «در شهر خبري نيست»، «خواستگار» علي حاتمي نام برد. ![]()
![]()
![]()
گالوا در نزديکي پاريس و از والدين تحصيل کرده متولّد شد و پس از تحصيل نزد مادرش ، در 12 سالگي وارد مدرسه شد. در کارهاي جاري مدرسه ميانه حال بود.
هنگامي که به کتاب "Elements de Geometrie" اثر لژاندر دست يافت ، تحت تأثير آن قرار گرفت. مي گويند که او اين کتاب را مانند يک کتاب داستان خوانده است و با يک بار خواندن ، بر آن احاطه يافته است.
او سپس به کارهاي لاگرانژ و آبل پرداخت و در سنّ 15 سالگي يک خواننده ي حرفه اي بود و خود شروع به کشفيّات کرد. متأسّفانه کارهايش منظّم نبود و اکثر محاسبات را ذهني انجام داده و فقط نتايج را يادداشت مي کرد.
او دو بار براي پذيرفته شدن در مدرسه ي پلي تکنيک تلاش کرد و به دليل عدم آمادگي اساسي رد شد. اين رد شدن ها خسران زيادي براي علم رياضيات بود زيرا اين مدرسه که رياضيدانان بزرگي را تربيت کرده بود مي توانست استعداد گالوا را کشف کند و محيط لازم را براي وي فراهم کند.
با اين حال گالوا به کشفيّات اساسي در معادلات چندجمله اي ادامه داد و در سال 1829 بعضي از نتايجش را به آکادمي علوم تسليم نمود. داور ، کُشي بود که توانايي درک آنها را داشت، ولي کُشي دستنويس هاي گالوا را گم کرد و ديگر پيدا نشد !! . گالواي شجاع کارهايش را در مسابقه سال 1830 جايزه ي بزرگ آکادمي در رياضيات شرکت داد. مقاله ي وي بايد اين جايزه را مي برد ولي «فوريه» که منشي آکادمي بود مقاله را باخود به خانه برد و به طور ناگهاني پيش از خواندن آن فوت کرد و دستنويس گالوا دوباره گم شد. پس از اين ماجرا ، گالوا نسخه ي دوّم آن مقاله اش را به آکادمي فرستاد امّا اين بار «پواسون» آن را خواند و آن را ناقص اعلام کرد.
به خاطر اين وقايع يا به خاطر آنکه پدرش طرفدار جمهوري بود ، گالوا به تنقيد از رژيم بوربونها دست زد و به گارد ملّي ، يعني سازمان جمهوريخواهان ، پيوست. در اين زمان فرانسه گرفتار آشوب هاي سياسي بود و گالوا مرتّب به زندان مي افتاد. امّا در سال 1832 آزاد شد. در همين زمان گرفتار عشق دختري شد. جزئيات اين امر روشن نيست ، امّا يک چيز واضح است که او درگير يک دوئل بر رسيدن به اين دختر شد. گالوا تصميم گرفت اين دوئل را انجام دهد. گالوا در شب قبل از مرگش در اين دوئل مي نويسد : « من قرباني يک زن عشوه گر گمنام شده ام ... اين يک نزاع اسف بار است که جان مرا مي ستاند. آه ، چرا بايد براي يک موضوع بي ارزش بميرم ... .» او همچنين نامه اي به دوستش نوشت و کشفيّات خود را به طور خلاصه بيان کرد . اين يک سند غم انگيز و دل خراش به جا مانده از گالوا است که در حاشيه اش نوشته : «من وقت ندارم» . اين سند که با خواهش از ژاکوبي يا گاوس براي اينکه نظرشان را "نه در مورد درستي بلکه در مورد اهميّت اين قضايا" بيان کنند ، پايان مي يابد.
صبح روز بعد اين دوئل انجام شد. دوئل با طپانچه در 25 قدمي صورت گرفت. تير به شکم گالوا خورد و به زمين افتاد تا آنکه دهقاني که از آنجا عبور مي کرد ، او را به بيمارستان رساند. گالوا روز بعد يعني 31 ماه مي سال1832 در سنّ 20 سالگي فوت کرد و در بخش عمومي قبرستان مونت پارناس (Montparnasse) به خاک سپرده شد.
منبع : آشنايي با جبر مجرّد : تأليف نيکلسون : ترجمه دکتر علي اکبر عالم زاده : چاپ اوّل : صفحه 885 ![]()
![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |







